0

علم بهتر است یا ثروت؟

علم بهتر است یا ثروت؟

علم بهتر است یا ثروت؟

یاد یكی از مباحث لوس و كلیشه‌ای و در عین حال فوق‌العاده مهم دوران دبستان افتاده‌ام؛ معلم می‌آمد و پای تخته می‌نوشت: «علم بهتر است یا ثروت؟» این موضوع انشا بود. ما هم می‌رفتیم و همه از دَم، می‌نوشتیم كه علم توپ است و ثروت آدم‌ گُمراه‌كُن و خانه‌خراب‌كُن و زندگی‌تباه‌كُن. معلم هم- با این‌كه خودش از تَهِ دل به بهتر بودنِ ثروت اعتقاد داشت- چندی در باب فضائل علم و دانش سخنوری می‌كرد و آسمان به ریسمان می‌بافت و از همه ما به خاطر این انتخاب شایسته و بایسته (و البته ندانسته) تشكر می‌كرد. ما هم به این نتیجه می‌رسیدیم كه در آینده هرطور شده لگد به بختمان بزنیم و در راهِ آس و پاس بودن هرچه ‌بیشتر تلاش كنیم و در جست‌وجوی دانش، جان بی‌مقدارمان را فدا...

ادامه...
0

موقع امضاءزدن، به محل امضاء دقت كنيد

موقع امضاءزدن، به محل امضاء دقت كنيد

موقع امضاءزدن، به محل امضاء دقت كنيد

بعضی از نوشته‌های قدیمی سخت خوانده می‌شوند، آدم حوصله نمی‌کند بخواندشان، حال نداریم معنی‌شان را بفهمیم، چون برایمان مهم نیست که؛ آن روزها چه اتفاقی افتاد که این جوری شد، یا چه جوری می‌شد اگر مثلا مظفرالدین شاه می‌افتاد و می‌مرد و فرمان مشروطه امضا نمی‌شد. گاهي اوقات اين سوال در ذهن پيش مي‌آيد كه چه مي‌شد كه قبل از امضاكردن كمي فكر مي‌كرد و يا محل امضا را به خوبي نگاه مي‌كرد.

به قول علی حاتمی خدا بیامرز، جماعت خواب ...

ادامه...
0

چقدر از هوش خودمان باخبريم؟

چقدر از هوش خودمان باخبريم؟

چقدر از هوش خودمان باخبريم؟

باهوش کم‌کار بودن بهتر است یا کم‌هوش پرکار؟

 این یکی از آن پرسش‌هایی است که مدت‌هاست ته ذهنم را به خودش اختصاص داده. یک تقابل همیشگی که خیلی‌ها خواسته‌اند به جوابی کلی برای آن برسند و درنهایت موفق به رقم زدن چنین اتفاقی نشده‌اند. درحقیقت می‌توان با صراحت گفت که این پرسش از آن دست چالش‌هایی است که باید با توجه به موقعیت و البته شرایط هر شخصی برای آن تعریفی ارائه داد. این را بعد از خواندن یادداشت‌های دوستانی که در این مقاله و درباره این پرسش برایمان نوشته‌اند می‌توانید به خوبی دریابید...

ادامه...
0

استرس، مترادف با تغييرات است

استرس، مترادف با تغييرات است

استرس، مترادف با تغييرات است

هر چيزي كه باعث تغيير در زندگي عادي ما شود، استرس‌زا است. فرقي نمي‌كند كه تغيير خوب باشد يا تغيير بد. هر دو استرس هستند. وقتي كه شما منزل ايده‌آلتان را پيدا كرده‌ايد و آماده نقل مكان به آن‌جا هستيد، اين استر است. وقتيكه با دختر رويايي‌تان و يا پسر رويايي‌تان آشنا شده‌ايد و براي ازدواج ك ردن و رسيدن به او لحظه‌شماري مي‌كنيد، اين استرس است. وقتي كه دچار دندان درد و پاشكستگي شده‌ايد، اين هم استرس مي‌باشد. به هر حال استرس به معني تغييرات و خارج شدن از روند عادي زندگي است و خوب بودن يا بد بودن اين تغييرات ملاك نمي‌باشد...

ادامه...
0

ترس از امتحان کنکور

ترس از امتحان کنکور

ترس از امتحان کنکور

من 10 بار کنکور دادم، 10 سال نه، 10 بار… از سال اول دبیرستان به زور پدر هر سال دوبار سرجلسه خوابیدم، روی برگه‌ام شکل گل و پروانه کشیدم و بیسکوییت سق زدم… پنج بار هم قبول شدم، دو بار همان وسط‌ها ادبیات یک شهر دور در فارس و مامایی یک شهری در شمال، آخرش هم دو سه رشته هنری از دانشکده‌های تهران… می‌خواستم نویسنده شوم، اما گرافیک خواندم، یک سال دویدم که از یکی از دانشگاه‌هایی که قبول شده بودم، انصراف بدهم و وقتی هم امتحان کارشناسی ارشد می‌دادم، پایم توی گچ بود و از درد، دندان قروچه می‌کردم. می‌بینی یک آدمی که شاید فکر می‌کنی می‌شناسی هم تا اسم کنکور می‌آید می‌رود توی کما… تا اينکه رفتم سراغ آرشیو روزنامه اطلاعات و دیدم دقیقا از 18 تیر 1341 سال پیش قرار بوده کنکور لغو شود و تصميم گرفتم مقاله‌اي در همين زمينه برايتان تنظيم كنم كه خواندنش خالي از لطف نيست...

ادامه...
0

مشكلات پيداكردن خانه دانشجوها

مشكلات پيداكردن خانه دانشجوها

مشكلات پيداكردن خانه دانشجوها

زمانی کم بودند دانشجویانی که خوابگاه را ترجیح دهند به خانه‌ای به نام مجردی، اما شرایط جوری پیش رفته که الان بیشتر دنبال اتاقی می‌گردند تا از سختی‌های خوابگاه و هم‌اتاقی با کسانی که زندگی کردن با آنها خودش هنری است، پناه ببرند به خانه‌ای با مشکلاتی که کم هم نیست. کافی است پای صحبت چندتایشان بنشینی تا چند و چون کار دستت بیاید. بعضي از آن‌ها مي‌گويند كه به منزل اقوامشان مي‌روند و مشكلي از اين اين لحاظ ندارند، ولي عده زيادي از آن‌ها از كمبود خانه با قيمت مناسب گلايه دارند و مي‌گويند خيلي به دنبال خانه مي‌گردند و سعي مي‌كنند تا چند نفري هم كه شده جايي را تهيه كنند، ولي قيمت‌ها خيلي بالاست و نمي‌شود با اين پول‌ها جاي مناسبي را پيدا كرد...

ادامه...
0

راه‌های زندگی

راه‌های زندگی

راه‌های زندگی

 فقط بچه‌ها و آن‌هایی که تازه شروع به کار کرده‌اند، اینطور فکر می‌کنند. آن‌ها هستند که در ازای کارشان به پاداش یا تنبیه نیاز دارند. وقتی ابعاد زندگیمان را گسترده‌تر می‌کنیم، آگاهی‌مان بالاتر می‌رود، همه اینها فراموش می‌شود. آنوقت دیگر هر کاری که فکر می‌کنیم، به نفع دیگران است یا مطابق با آگاهی‌مان است، انجام می‌دهیم. و در مقابل هیچ چشم‌داشتی نداریم. خوب مي‌دانيد كه به ازاي هر كار خوبي كه انجام مي‌دهيد، اگر توقع و يا چشم‌داشتي داشته باشيد، به طرف مقابلتان يك حس بدي را مي‌دهيد و فرزندان ما هم از ما مي‌آموزند و به اين كار ادامه مي‌دهند...

ادامه...
0

مشکل حواس پرتی

مشکل حواس پرتی

مشکل حواس پرتی 

یک لحظه با خودت فکر کن و صادقانه هم فکر کن؛ چرا این‌قدر به آدم‌ها بدوبیراه می‌گوید؟ چرا این‌قدر از دست زمین و زمان شاکی است، چرا همیشه برای تحقیر آدم‌های دور و برش سوژه دارد و دست‌بردار هم نیست؟ باید یک لحظه با خودت فکر کنی، وقتی که مثلا آرام نشسته‌ای روی کاناپه کنار تلویزیون یا وقتی کتابی را دست گرفته‌ای که خوشحالت می‌کند، یا حتی در میانه گوش دادن به یک آهنگ قدیمی...

ادامه...
0

مشاوره تحصیلی : واقعیت در آرمانگرایی و ماده گرایی

مشاوره تحصیلی : واقعیت در آرمانگرایی و ماده گرایی

واقعیت در آرمانگرایی و ماده گرایی

در این روزگاران مردم بسیاری دیده می‌شوند که به مذهب، یا به ارزش‌هایی خاص، و یا حتی بخود، ایمان ندارند. بگمان اینان، از آنجا که فاقد هر نوع اعتقاد مذهبی هستند، هیچگونه اساس واقعی برای آنکه انسان به آرمان‌گرایی یا معنویت روی آورد وجود ندارد و نیروی ماده‌گرایی بر همه چیز سایه افکنده است...

ادامه...
0

لذت مقام پدر و مادري براي فرزندان

لذت مقام پدر و مادري براي فرزندان

لذت مقام پدر و مادري براي فرزندان

ما اغلب پدر يا مادر شدن را موجد تعهدات و مسئوليت‌ها و مسائل و مشکلاتي مي‌دانيم که وجود فرزند به همراه دارد. زماني که فرزندان من کوچک بودند من هميشه از لذت در کنار بودن با آنها غافل بودم و تنها وقتي به سفر مي‌رفتم و از آنان بدور مي‌ماندم در مي‌يافتم که خود را از چه لذتي محروم ساخته‌ام. فرزندانم که بزرگ شدند و از من دور – افتادند يا به خاطر تحصيل در دانشگاه و يا اقامت در خانه‌هاي خويش- باز اين احساس در من زنده شد. هر بار که به خاطر دوري، به ارزش وجود آنها پي مي‌بردم خود را غمگين و اندکي شرمزده مي‌يافتم اما با تمام اين احوال، بار ديگر که با آنها بودم تغييري در رفتار خود حس نمي‌کردم...

ادامه...