0

علاقه به نامه نوشتن

علاقه به نامه نوشتن

علاقه به نامه نوشتن

از کودکی علاقه به نامه نوشتن داشتم؛ نامه به دوستانم، به افراد خانواده، به فامیلی که از هم دور بودیم، به کودکی که قرار بود در آینده پدرش باشم، به معلمم، به مدیرم، به رئیس جمهور، به… اسناد تمامشان هم موجود است. کپی‌ای که از همه این نامه‌ها برای خودم برمی‌داشتم و… بگذریم قرار است در اين مقاله شش نامه بنویسم برای شش نفر. برای شش اتفاق. برای شش چیز یا معجونی از همه این‌ها...

ادامه...
0

بازی و بازی کردن در گذر زمان

بازی و بازی کردن در گذر زمان

بازی و بازی کردن در گذر زمان

بازی کردن، مشخصا یک کار جمعی بود؛ از چوگان و مسابقه اسب‌دوانی بگیرید تا شطرنج و تخته نرد و کشتی. از کارت‌های بازی چندنفره تا شبکه‌های اجتماعی بازی امروز، راه بسیاری طی کرده‌ایم. مدت‌ها بود آن‌هایی که به بازی ویدیویی (کامپیوتری) می‌پرداختند، متهم به انزوا می‌شدند و گوشه‌گیر خطاب می‌شدند، اما این روزها اوضاع فرق کرده است و این بازی‌های کامپیوتری نقش بیشتری در اجتماعی شدن افراد بازی می‌کنند. آن‌هایی که از یک بازی جمعی کناره می‌گرفتند تا در پشت کامپیوتر خود، با شخصیت‌های خیالی کامپیوتری بازی کنند، این روزها دیگران را پشت آن شخصیت‌ها می‌نشانند تا دیگر خیالی نباشند...

ادامه...
0

مشاور تحصیلی:درسی از تاریخ

مشاور تحصیلی:درسی از تاریخ

درسی از تاریخ

اسکندر پس از این که در بابل با استقبال روبه‌رو شد، رو به سوی شوش تاخت. فرمانروای شوش قصد ایستادگی نداشت. پسرش را به استقبال اسکندر فرستاد و خودش نیز بیرون از شهر به انتظار اسکندر نشست و از او استقبال کرد و او را بر تخت نشاند. چند روزی را که اسکندر در شوش مشغول استراحت بود، داریوش، لحظه‌ای آرام و قرار نداشت. انتقاد از او در میان سپاهیانش زیاد شده بود و بعضی به نحوه لشکرکشی او ایراد وارد می‌کردند. او دریافته بود که زرق و برق لشکر کمکی به پیروزی نمی‌کند. تصمیم گرفته بود آرایش متفاوتی به لشکر ایران بدهد...

ادامه...
0

مشاوره تحصیلی:درسی از گذر زندگی

مشاوره تحصیلی:درسی از گذر زندگی

درسی از گذر زندگی

سوز می‌آید و بوی عجیبی در فضا می‌پیچد. نگهبان خواب‌آلوده‌تر از آن است که متوجه ورودم شود و سؤال و جواب کند. فضای بزرگ، حوض‌هایی که در این وقت صبح فواره‌هایش روشن شده، موزیک ملایمی که پخش می‌شود و زنان و مردانی که آهسته آهسته ویلچرهایشان را هل می‌دهند و به هم سلام می‌کنند؛ اینجا حیاط بزرگ آسایشگاه خیریه کهریزک است. مکانی که بسیاری کهریزک را با آن می‌شناسند، اولین مکانی است که بعد از ورود به کهریزک سراغش می‌روم. ساعت هفت نشده و خیلی از ساکنان آسایشگاه هنوز بیدار نشده‌اند، اما پرنده‌هایی که در قفس‌های فلزی در چهار طرف حوض‌های بزرگ نگه‌داری می‌شوند سرها را به میله‌های قفس چسبانده‌اند و نوک می‌زنند...

ادامه...
0

درسی از زندگی یک مبارز

درسی از زندگی یک مبارز

درسی از زندگی یک مبارز

یک روزگاری رای جهان آرای پادشاه قاجار، فتحعلی خان، اقتضای آن می‌کند که در قطعه زمینی عبیرآگین که در نیم فرسنگی شهر تهران بوده، باغی چون خلد برین بسازد و سرایی دلگشا هم در وسط آن، اسباب خاطر جمعی سلطان. بعد هم ورق تاریخ برمی‌گردد و رضا خان می‌شود شاه ملک ایران و از بغض قاجار، قصر را می‌کوبد و جایش زندان می‌سازد. بعد هم که زندان پشت قباله حکومت، ارث می‌رسد به پسر و بعد از بخت برگشتگی حکومت پهلوی، امروز، 34 سال بعد از انقلاب، موزه و پارک و تفرجگاه می‌شود. ما که نه قصرش را دیدیم نه زندانش را، پیرمرد زندان‌دیده‌ای را یافتیم که روزی به جرم خرابکاری و اخلالگری در حکومت، با رفقایش، از این زندان به آن زندان، مدتی را هم، بندی و محبوس این‌جا می‌شود...

ادامه...
0

والدین تکیه‌گاه نوجوانان

والدین تکیه‌گاه نوجوانان

والدین تکیه‌گاه نوجوانان

وقتی نوجوانی دچار مشکلی می‌شود، بسیاری از بزرگ‌ترها نیز او را متهم می‌کنند و تحت فشار قرار می‌دهند. اگر برای فرزند شما حامی دیگری وجود دارد چنین کاری منصفانه است ولی چه کسی غیر از پدر و مادر حامی فرزندش می‌باشد. بسیاری از والدین طوری رفتار می‌کنند که گویی همیشه فرزندشان مقصر است. آن‌ها در هر نزاع یا مشاجره‌ای مدافع طرف مقابل هستند و هیچ توضیحی را دلیل بی‌ادبی یک راننده، بداخلاقی یک معلم، بی‌تربیتی یک گارسون، توهین یک دربان و آزار یک مزاحم نمی‌دانند. برخی از والدین از همراهی فرزندشان در این دنیای وحشتناک امتناع می‌ورزند و تمایل طبیعی خود را مبنی بر کمک و مهربانی به آنان زیر پا می‌گذارند زیرا گمان می‌کنند فرزندشان در مکتب خشونت، زندگی کردن را بهتر می‌آموزد. این اعتقاد غلط، بسیاری از والدین و فرزندان را نسبت به هم بیگانه نگاه داشته است...

ادامه...
0

ساکنان سرزمینی کوچک

ساکنان سرزمینی کوچک

ساکنان سرزمینی کوچک 

ما پشت فرمان ماشین که می‌نشینیم، خیلی واقعی‌تریم. خیلی عریان‌تر و بی‌ریاتریم. دیگر اهل تعارف نیستیم، بفرما نمی‌زنیم و آداب به‌جا نمی‌آوریم. ماشین، قلمرو حکمرانی کوچکی است که نشان می‌دهد من و شما، همین آدم‌های ساده و معمولی، اگر روزی حکمران ولایتی و قدر قدرت ایالتی بشویم، با زیردستانمان چه می‌کنیم. راننده‌ها و تاکسی‌ران‌ها، حاکمان این سرزمین‌های کوچک سیارند. و هر ماشین، خود، از ساکنان سرزمین ماشین‌هاست، با قواعد مخ...

ادامه...
0

داستان مترو گردی

داستان مترو گردی

سكانس اول

كوله‌ام را برای آخرین بار چك می‌كنم؛ كفن یك تكه‌ام با اتویی كه كشیده‌ام منحصربه‌فرد شده است. صابون و سدر و كافور را از كفن دور می‌كنم و در جیب جلویی كوله قرار می‌دهم تا از گزند لكه در امان بماند. سنگینی كوله اما از سنگ لحد است. سال‌هاست این سنگ را هر روز با خودم می‌برم و می‌آورم، اما هنوز به سرانجام نرسیده‌ام. جهان سوم احتمالا همان جایی‌ست كه آدم برای مردن هم باید دردسر بكشد و بلاتكلیف بماند.

به مادرم زنگ می‌زنم كه حلالیت بطلبم، اما از وقتی فهمیده بهشت زی...

ادامه...
0

دنیای کتاب

دنیای کتاب

اولین ورودتان به دنیای کتاب یادتان می‌آید؟ همان زمان‌ها که جادوی خط‌های سیاهی که مامان، باباها می‌خواندند، مسحورمان می‌کرد و نقاشی‌هایشان ما را می‌برد به رویا و خیال و پرت می‌شدیم داخل قصه. خیلی‌ها با همان «دزده و مرغ فلفلی» و «حسنی نگو، بلا بگو» شدند نویسنده، تاجر و روزنامه‌نگار!

عمو مصطفی رحماندوست را که فراموش نکرده‌اید؟ صد دانه یاقوت، دسته به دسته… با عمو مصطفی نشستیم و از عوالم بچگی گفتیم، از کتاب‌بازی‌ها، قصه و یک عالمه رویا...

ادامه...
1

مشاوره تحصیلی:دانشجویی که 22 گرفت

مشاوره تحصیلی:دانشجویی که 22 گرفت

چمران یکی از آدم‌هایی بود که دست به هر چیزی می‌زد طلا می‌شد. او به خودش، احساساتش و افکارش احترام می‌گذاشت و به همین دلیل، هر کاری را که انجام می‌داد، حتما بهترین می‌شد. مطمئن باشید که چمران اگر می‌خواست لوله‌کش، بنا، کارمند اداره پست، پزشک متخصص اطفال یا کارمند آزمایشگاه هم باشد، حتما ما امروز اسمی از او می‌شنیدیم، چرا که نمی‌توانست خودش را تکرار کند و زندگی بیهوده‌ای داشته باشد. حالا چرا این ادعا را مطرح می‌کنم؟

مصطفی چمران دانش‌آموز مدرسه البرز ...

ادامه...